پای صحبت های مجید جلالی از خاطرات تلخ و شیرین فوتبالی اش

گفتگو با مجید جلالی درباره خاطراتش

فوتبال در بندبند جسمش رسوب کرده است؛ چنان که در لا به لای کلنجار شبانه دروغ کهنه ای است. مرد 59 ساله واژه انصاف را در تمام خطوط ذهن اش حمل می کند و انتظار دارد در غلغله تی ترولید و هورا، سیمای سکانداران وطنی در غبار برجا مانده از سوءتفاهم گم نشود. آقا معلم این روزها دلش برای کوچه های خاکی محله عارف، حسابی تنگ شده است.

در برابر ریزپرسی های ما، زخمی ناسور به عمق شصت دقیقه روی خاطرات تلخ و شیرین او نشست تا صدای شکستن یک عشق قدیمی را بیشتر بشنود… تا در موسیقی مکدر این فوتبال رو به موت، به دنبال مضامین زندگی بگردد. گپ شبانه مات با مجید جلالی پس از روز خوب سایپا، لبریز از بوی گلایه و حرمان بود. واگویه های آقامعلم نوگرا که شام را با بی اشتهایی خورد تا ما پشت خط نمانیم و بی آنکه خود بخواهد پایان برخ جملاتش کمی آتش برجای ماند را با عینک انصاف بخوانید، بی زحمت!

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

سکوت سرشار از ناگفته هاست، اما نوار سکوت شما خیلی ادامه دار شده!

در فضایی که برای نقد مساعد نیست، سکوت بهترین گزینه است. من با خودم عهد بستم راجع به برخی چیزها کمتر صحبت کنم.

احتمالا منظورتان نقد نیمکت تیم ملی و سکاندار پرتغالی جدید است. درسته؟

حقیقتا به واسطه مسئولیتی که در کانون مربیان دارم باید از حق مربیان ایرانی دفاع کنم، ولی گاهی فضا به سمتی می رود که انصاف کم رنگ می شود. من از روز اول یک جمله گفتم و هنوز سر آن جمله هستم.

چه جمله ای آقامعلم؟

اینکه جریانی مدت هاست بروژه تحقیق مربیان ایرانی را کلید زده. متاسفانه برخی آدم ها در این فوتبال، با رفتار و عملکردشان انگار ماموریتی جز خراب کردن و زدن مربی وطنی ندارند. باورکنید اصلا دلچسب نیست که به خاطر بالابردن جایگاه یک مربی خارجی، مربیان داخلی را تحقیر کنیم.

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

موج نوی فوتبال ایران با مجید کامپیوتر و هم صنفانش سال هاست فراگیر شده، اما قبول دارید هنوز روی برخی نیمکت ها لمپنیسم، حرف اول و آخر را می زند. من بی تعارف گفتم!

کاملا قبول دارم. اینکه مربیان ایرانی در منظر افکار عمومی تنزل کرده اند بخشی از آن به خودشان بر می گردد. خیلی ها در این سال ها اشتباهات و تقصیراتی داشتند که موجب شد شأن و منزلت مربی ایرانی خدشه دار شود. من امیدوارم فضا به گونه ای پیش برود که هرکس روی صندلی خودش بنشیند و شایسته سالاری فیلتر نهایی باشد.

مثل اینکه کی روش هم ماندگار شد!

مبارک باشد. ما برای سربلندی تیم ملی دعا می کنیم. به هر حال این ها میهمان فوتبال ما هستند و یک روز می آیند و یک روز می روند. ما، هم میهمان خوب داریم و هم بد؛ مهم این است که میزبان جایگاه خودش را بداند و میهمان هم دچار تبخ تر نشود و ارج و قرب خ��دش را حفظ کند.

فکر می کنم سال 66 بود. نبرد وحدت با استقلال در شیرودی. سی هزار نفر سکوها را تصرف کرده بودند و جای سوزن انداختن در ورزشگاه پیر تهران نبود. من وسط تیفوسی ها دنیا روی سرم گرفته بودم. شما روی نیمکت وحدت نشسته بودید و همچنان نقش گربه سیاه آبی ها را بازی می کردید. چی شد که فوتبال پرجاذبه ما با وحدت و تهران جوان و بانک ملی و بوتان و… پس از قریب به سی سال به ضرب پول هم نتوانست سکوهای پر از خالی را پر کند؟

شما از زمانه ای سخن می گویید که اداره فوتبال در اختیار خود فوتبالی ها و مردم بود. الان ما فقط اجراکننده هستیم و تصمیمات جای دیگری گرفته می شود. اصلا می دانید آن گربه سیاه چگونه شکل گرفت؟

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی


نام تک تک سربازان آن روز شما هنوز در ذهن من هست. از سید مهدی ابطحی در قلب میدان تا مصطفی سفال منش درون قفس توری. حالا که به اینجا رسیدیم، در قالب یک فریم نوستالوژیک آن تیم را توصیف کنید. آقامجید.

وحدت را بچه های یک محله ساختند. هیات مدیره و کادر فنی و سرپرستاش همه اهل یک محله بودند. خود بچه ها تیم را اداره می کردند و دست دولت کوتاه بود. وحدت هم مثل کیان و دارایی و شاهین از بطن جامعه بلند شد. آن سال ها فوتبال فقط یک عشق بود و سیستم مدیریت اش روی کاکل مردم می چرخید. صدالبته توده مردم هم با تیم ها و بازیکنان ارتباط بهتری برقرار می کردند. الان فقط همه از پول حرف می زنند.

شما آن سال ها بابت ایستادن روی عرشه کشتی زرد وحدت چقدر پول می گرفتید؟

ماهی دو هزار تومان. شاید اگر حقوق آموزش و پرورش را نداشتم ارتزاقم دچار مشکل می شد. آن سال ها خیلی ها فقط به عشق فوتبال نفس می کشیدند و حاشیه اسیر متن نبود.

پس همه چیز عوض شده است؟

بله؛ همه چیز عوض شده.

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

حتی مجید جلالی؟

مجید جلالی جدای از فوتبال نبود. وقتی همه چیز رنگ تغییر می گیرد شما نباید انتظار داشته باشید یک نفر به سیاق سی سال پیش کار کند.

به هر حال قبول دارید که فوتبال ما، علیرغم فقر و نداری اش، سه دهه پیش جذاب تر از امروز بود؟

بله؛ با شما هم نظر هستم. مادامی که سیاست به فوتبال پیوست جاذبه ها کم سو شد. وقتی باشگاه ها تحت تاثیر دولت ها باشند معلوم است که نتیجه کار دلنشین نخواهدبود. متاسفم که بگویم در این سال ها مدیریت تخصصی جایش را به مدیریت غیرتخصصی و سیاسی داده است.

نیمکت ها هم روزگاری وفای بیشتری داشتند. نتیجه گرایی ما را به جایی رساند که یکی مثل مجید جلالی روی هر نمیکتی که نشست از حاشیه امنیت فاصله گرفت. من شما را مثال زدم تا به تریج قبای کسی برنخورد!

آماری که ما به دست آورده ایم وحشتناک است. شما خبر دارید متوسط عمر مربیگری در لیگ ایران به 16 هفته رسیده است؟

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

پس تراژدی فراتر از این حرف هاست؟

بله؛ ما که زمانی فوتبال کشورهای عربی را به خاطر تغییرات بیجا و بی موقع نقد می کردیم، اما حالا از آن ها سبقت گرفته ایم. این آمار نشان می دهد در نمودار پیشرفت وضعیت مناسبی نداریم و بی ثباتی مربیان بیداد می کند. البته این موضوع نیاز به تحقیق بیشتر دارد و ما باید آسیب شناسی کنیم و ببینیم چرا پس از گذشت 14 دوره از لیگ حرفه ای و صرف هزینه های کلان به این نقطه رسیده ایم.

خب چرا واقعا؟

اگر در یک جمله بخواهید، پوست کنده درست از مقطعی که مدیران با دولت ها آمدند و با دولت ها هم رفتند، فوتبال در برزخ گرفتار شد. مدیریت تخصصی دیگر جدی گرفته نشد و آن ها که لباس مدیریت به تن کردند برای چند هفته بیشتر ماندن، مربیان را قربانی کردند؛ اتفاق ناخوشایندی که هیچ تناسبی با فوتبال حرفه ای نداشت.

بگذریم، پنج ایستگاه مانده به مقصد، مجید جلالی این لیگ پر دردسر را چطور آنالیز می کند؟ رک باشید بی زحمت!

به نظر من امسال از بعد فنی، لیگ پس از سال ها توانسته پیشرفت داشته باشد. شما ببینید، پنج شش تیم در این لیگ حاضر هستند که انصافا خوب بازی می کنند و ثمره اش این می شود که از کمرکش جدول به بالا ترافیک غوغا می کند و هنوز هم نمی توان با قاطعیت از چهره قهرمان رونمایی کرد. بعد هم…

بعد هم چی؟

نقطه عطف لیگ امسال، ورود بازیکنان و پدیده ها به عرصه بود. به هرحال لیگی با این همه هزینه، باید خروجی اش کشف استعدادها باشد که خوشبختانه این اتفاق افتاده. شاید اگر مهربانانه تر به لیگ نگاه می کردند بازیکنان بیشتری جذب تیم ملی می شدند.

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

و هیچ کس پس از ریو و حتی پس از سیدنی این سوال را از سینیور نپرسید که اصلا آیا این همه پتانسیل لیگ بود یا نه؟

جرات نداشتند بپرسند. سوال بعدی را بپرسید. من در این حوزه ها صحبتی ندارم.

اگر بخواهیم این لیگ مثلا حرفه ای را کالبدشکافی کنیم، فکر می کنید سرعت ترقی به قدر لیگ های آن سوی آب بوده است؟ من اصلا از لیگ های شرق آسیا و هنر چشم فندقی ها حرف نمی زنم!

واقعیت این است که لیگ ما سال ها متوقف بوده و نتوانسته به قدر پتانسیل اش قد بکشد. ولی خب این معضل با نگاه و تحلیل احساسی حل نمی شود. شما فکر می کنید تقصیر را باید بیاندازیم گردن چه کسی؟ مربی، مدیر، سیستم؟ این قصه سر دراز دارد آقا.

از سایپا حرفی تا این نقطه نزدیم. راستش آغاز فصل که شما نبض سایپا را به دست گرفتید گمان می کردیم آخر کار، جزو چهار تیم بالای جدول باشید اما…

ما خوب شروع نکردیم و بازی به بازی مسلط شدیم و پیش رفتیم. از بد ماجرا یک قشون آسیب دیده هم روی دستمان ماند. بازیکنانی که اگر هر کدامشان مصدوم نمی شدند می توانستند در نتایج به دست آمده تاثیرگذار باشند. اینکه ما پنج هفته مانده به انتهای لیگ با سه گل صبا را شکست می دهیم نشان می دهد علیرغم همه دردسرها، به شرایط مطلوبی رسیده ایم.

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خودتان فکر می کنید سایپا آخر فصل روی کدام پله باشد؟

پنج بازی مهم پیش رویمان است که اگر مثل بازی با صبا نمایش مطلوبی عرضه کنیم، درجمع چهار تیم بالای جدول خواهیم بود.

به نیمه شب رسیدیم و شما خسته شدید. بچه محله عارف و همسایه علی پروین در 59 سالگی از قیل و قال این فوتبال خسته نیست؟

حاشیه ها و سیاه انگاری ها و پلشتی ها خسته ام کرده، اما وقتی یکی عاشق فوتبال است راهی ندارد جز آنکه بسازد و بسوزد. برای من که سال ها روی نیمکت تیمی مثل وحدت با عشق مربیگری کردم تماشای برخی اتفاقات خوشایند نیست.

پاس، صبا، شهید قندی، استقلال اهواز، فولاد، تراکتور و حالا سایپا. این همه تغییر نیمکت در محله بروبیای فوتبال ایران، با مذاقتان سازگار بوده وجدانا؟

پاسخ این سوال را شفاف دادم. این تغییرات، محصول فوتبال نتیجه گرایی است که از اصول خود دور می شود و کیفیت را فدای کمیت می کند. اگر ثبات باشد که مجید جلالی به اندازه انگشتان دو دست باشگاه عوض نمی کند.

یک مقطعی خبر مناظره شما با کارلوس کی روش زیر چادر شایعات، گوش ها را پر کرد. هنوز هم به این اتفاق فکر می کنید؟

من امیدوارم در یک فرصت مناسب و در اتمسفری منصفانه، صدا و سیما فضایی را در اختیار ما قرار دهد تا بتوانیم از حقانیت مربیان ایرانی دفاع کنیم. اینکه یک طرفه به قاضی برویم و فضا را جوری ترسیم کنیم که مردم تصور کنند فرشته نجات تیم ملی حتما باید از آن سوی مرزها بیاید، اصلا خوب نیست.

خاطرات فوتبالی مجید جلالی

خاطرات فوتبالی مجید جلالی


مجید جلالی فکر می کند آخر این فوتبال چه می شود؟

آخرش با کرام الکاتبین است. اگر دست روی دست بگذاریم و فرصت ها را هدر دهیم آخرش اتفاق مهمی نخواهدافتاد.

مرسی؛ مواظب خودتان باشید. / مجله همشهری تماشاگر

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه